ناصر خسرو

22

جامع الحكمتين ( فارسى )

كنون جهان همه نحس است « 1 » و هر دو سعد بجاى * همان طلوع و غروب و همان مسير « 2 » و مدار و باز فردا « 3 » چون دى بود ، چنين خبر است * از انبيا و حكيمان و ذمّيان هموار چه چيز دىّ و چه امروز « 4 » ، باز فردا چيست ؟ * از آنچنين ز چه روى و از اينچنين « 5 » ز چه كار ؟ شكستن سرب الماس و سنگ آهن كش * چه علّت است مر اين هر دو را چنين كردار ؟ و دفع كردن ياقوت مر و بارا چيست ؟ « 6 » * زمرّد از چه « 7 » همى بر كند دو ديدهء مار ؟ پلنگ اگر بگزد مرد را ، ز بهر چه موش * بحيلها بر ميزد ز بام و از ديوار ؟ به شهر اهواز از تب كسى جدا نبود * بتبّت اندر غمگين نديد كس ديّار « 8 » بطبع نيست ، چه خاصيّت است گويند اين * چه « 9 » اصل گفت بخاصيّت اندرون هشيار ؟

--> ( 1 ) نحس است Q : نخست ( ! ) A ( 2 ) مسير ( مينوى ) : سير Q منير A ( 3 ) و باز فردا Q : و بار و فردا A ( 4 ) چه چيز دى و چه امروز Q : چه چيز دى امروز و A ( 5 ) روى و از اينچنين ( مينوى ) : روى و زين چنين Q رو و ازين چنين A ( 6 ) مر و بارا چيست Q : مر و را بازا از چيست ( ! ) A ( 7 ) از چه Q : از چه A ( 8 ) بتبت اندر . . . ديار A : بتب اندر غمگين نويد كس ديار Q ( 9 ) چه A : چو Q